تفاله

شعرم  ، دوباره ، راهی سطل زباله شد

وقتی درون مشت تو ، کاغذ مچاله شد

حدسم غلط از آب در آمد ... که نامه ام

با دسته گل و عشق به سویش حواله شد

...

"آدم بد "  تمامی اشعار من شده

آن دختری که با غزلی هم پیاله شد

شیدای حرفهای قشنگش شدم و او

از اقتضای سن و همان دید ، واله شد

قلبم اگر چه دور همه خط کشیده بود

از عشق بود یا  هیجان ؟! استحاله شد ...

افسوس می خورم که چرا دستهای  من

تحقیر بی تفاوتی چند ساله شد ؟!

نفرین به دیدگاه خود و خانواده اش

از منتی  که بر سرم از آن سلاله شد

یک روز اگر - به زعم خودم - عاشقش شدم

یک عمر، لحظه ها  به تمنا اطاله  شد ؛

از زندگی و هر چه در آن ریختم فقط

دیدم که عشق باقی و باقی تفاله شد

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد شکری فرد

یک سلام به سپیدی برف وبلاگ زیبایی دارید جناب کیانی عزیز خوشحال میشم به شاعرانه ها من هم سری بزنید و نظرتونو در مورد غزل هام بگید... در ضمن با دو غزل تازه بروزم و متظر حضور شبز شما همشهری عزیز هستم. راستی آقای کیانی لینک شدید جسارتا" مرا هم لینک کنید. برای شما چیدم[گل]

سید مهرداد شبیری ورنوسفادرانی

سلام اقای کیانی مرسی از نظرهاتون برای شعر هام شعر تون را خوندم استفاده از این قافیه تسلط شما را بر کلمات نشون میده و در کل شعر خوبی بود به من هم سر بزنید لینک شدید

شادان شهرو بختیاری

بسیار عالی[گل]

ئادشظ

ذثسغشققققققققققققق ظهذش رش یثمدثساهد ذخخیو ئثقززه

مرجان علیشاهی

سلام به دوست نازنینم شعرتون زیبا و جالب بود یه تصویر سازی خاص..........