تولدم

تنها نشسته ام ؛ تو ساکتی ولی من داد می کشم
حرف صدا که نیست ، انگار زیر آب فریاد می کشم
انگار سالهاست گوشی نبوده و انگار گوشه ای
خاموش مانده ام ، یا لال هستم و یا داد می کشم
پرونده ی دلم مسکوت مانده و حرف نگفته را
با سر نخ غزل از لابلای آن اسناد می کشم
خیری ندیدم از ، آزادی بیان ... پایم قلم شده 
در بوم ذهنمان ، خود را از این قفس آزاد می کشم
افراط می کنم ؛ توجیه می کنی ، حتی اگر شده
-یک پرده تیره تر - یک طرح نو بر این رخداد می کشم
دور از خیال نیست ... من یک مهندسم ! در خلسه نقشه را
تغییر می دهم ؛ این شهر خسته را آباد می کشم
" روز تولده ؛ محض رضای من ، چیزی نگو رفیق ... "
من هر چه می کشم از "بیست و دوم مرداد " می کشم

/ 0 نظر / 34 بازدید