صدای پای آب

"رد تماس " می کند و می رود به خواب
خاموش نیست ؛ " سکر ترش " می دهد جواب
دیشب پیام داد که " در دسترس نبود "
امروز صبح ؛ خالی از او بود رختخواب
با تیک تاک ثانیه ها هم صدا شده
فریاد می کشم که مرا کشت اضطراب 
...
دیریست جای فحش ، پیامک نمی رسد
یک بیت شعر خوب و یا یک سرود ناب
در شرکتی بنام - مترسک ، کلاغها -
عضو علی البدل شده اندیشه عقاب
با جرعه ای( ...)، دوباره سرم درد می کند
همراهیم نمی کند این معده خراب
پایان شعر می رسد و خیره می شوم
با عینک مطالعه بر صفحه کتاب
دنبال جمله ای که مرا منتقل کند
_افسرده و شکسته و محصور در عذاب _
یک قمقمه عطش فوران می کند تو را
اینجا میان حلق من و قصه سراب
"سهراب " هم شنید ، ولی جابجا سرود
شاید صدای پای تو را با صدای آّب !

/ 0 نظر / 61 بازدید