هم غزل ...

غزلی از تلفیق دو احساس و مشترک از :خانم مریم احمدی ( پریشان ) و من ...

 

مصلحت این بوده شاید ازعزیزان جا بمانم 
...
بی خیالم شو ،  برو، باید کمی تنها بمانم
...
بارسنگینی به دوشم می کشم با خاطراتت
نای نالیدن  نمانده ، فرصتی کو تا بمانم
 
سرسری این سو و آن سو می روم چون تکه چوبی
سرنوشت این بوده تا در پهنه ی دریا بمانم

باز (بازیگر) شد ه ، درگیرو دار فیلم نامه
دوست دارم همچو مجنون در پی لیلا بمانم

خسته ام از این تناوب دل سپردن دل بریدن
تا به کی باید چنین بازیچه ی دنیا بمانم

اشک چشمان نجیبت رفتنم را سخت کرده
درپی یک سرپناهم  تا ا بد اینجا بمانم

اختیار رفتن و ماندن به دست من نمانده
گیجم و سردرگمم ! _ ای هم غزل _ آیا بمانم ؟؟؟

/ 9 نظر / 15 بازدید
شیدا

دوست خوبم سلام استفاده کردم از وبت جالب بود واما شما اگه میخوای با اینترنت حال کنی و در امد توپی هم داشته باشی بیا ضرر نمیکنی خیلی باحاله دوس داشتی ثبت نام کن حالشو ببر [بوسه] قربانت شیدا

مي نا

دآآآآآآآآِْلي داووداشي رضا باوو دم قلمت جيز خيلي توپ بود سرعت نتم اين روزا خيلي پايينه اصلن سايت شعر نو بالا نمياد خوشحالم كه شعرتو تونستم اينجا بخونم [قلب] عاشخ شعرات شدم باوووووووووووووووووووووووووو[قلب]

مي نا

يه چيزي يادم لف بگم باووو محصول مشتركي خوبي بودا ولي اخرش زياد محكم نبود يعني فكر نكنم اخرش كار تو باشه [سوال]

مي نا

اوكي[قلب]

عروس مرگ

سلام آقا رضا میبینم که وبلاگ احداث کردی [نیشخند] مبارررررررررررررررررررکه [گل][گل][گل] وبلاگ قشنگیه و با غزلای قشنگت ، قشنگتر هم شده [پلک] راستی این غزل تلفیقی رو خیلی دوست داشتم. توی سایت یادم رفت بگم ! [خجالت] لحظه هات غزل بارون و لبت همیشه خندون [گل][گل][گل]

محمد جاويد

آمدم که نگویی نیامدی نیامدنام را ببخش و به حساب بی توفیقی ام بذار[گل][گل]

مي نا

سيلاممم داداشي رضا هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم[دلشکسته] من به كمكتون احتياج دارم يه شعري دارم ك ميخوام شما ايراداشو بهم بگين زودي بياين مسنجر ديگه[دلشکسته]

عبدالرحمن دولابی زاده

سلام خدمت شما دوست عزیز وبلاگتو خوندم خیلی خوب نوشتی امیدوارم که همینجوری ادامه بدین . راستی من تو رو لینک کردم تو هم لطف کن وبلاگمو لینک کن بازدید ندارم.[گل]