ترم عشق

تو هم انگار مثلِ من غریب و نابلد بودی
که در پس کوچه های شهر، دنبال جسد بودی
دلم می خواست احساسات خود را دفن میکردی
اگر در حسرت جایی که  قلبت می تپد بودی
میان خشم و نفرت له شدم از ضربه ها وقتی
که دیدم بی رمق با جرمِ من زیر لگد بودی
شکنجه ،زخم بستر ، شستشوی ذهن ... می فهمم
که ناچار از دعای" کاش دستش بشکند " بودی
درون انفرادی ، بی خیال  از بازجو هایم
مزخرف می نوشتم : خوبِ من ... ای کاش بد بودی
به یادت می شمردم سالهای رفته را ... یک ... دو ...
ولی تو سال اِن (n) از دوره ی حبس ابد بودی
خودت تفسیر کن اندیشه ام را مثل دورانی
که چون من پیرو افکار گنگ و مستند بودی
خدا را پاس می کردم میان کوهی از واحد
دلت خوش بود در پایان ترم عشق رد بودی .
..

/ 10 نظر / 14 بازدید
دختر آسمانی

سلام رضای عزیز ممنونم از این آپ دل انگیر... خیلی خوشم اومد ، واقعا زیبا سرودی... شاد و پیروز باشی دوست خوبم[گل]

مژده ژیان

درود جناب کیانی عزیز غزل مدرنتان زیبا و دلنشین بود. ولادت امیر مومنان را به شما تهنیت می گویم.

ساحل

سلام آقای کیانی عرض ادب [گل][لبخند]

عارفی

سلام آقا رضا.کلا هروقت از بچه های اهل موسیقی میبینم ذوق میکنم.نه که خودمم یه کارایی میکنم[نیشخند] یه سر حتما به من بزن.خوشحال تر میشم. لینکت کردم.

عبدالله بیخود

مهی را من حیا گفتم که میزایید شب هستی خسوف عبرت رنگش ز میزان ازل اینجا (بیخود) سلام عشق از ادبخانه روحم حضور رضا جان پر احساس و جنون مجاز حیرت :حس آمیزی اشعارت مرا بیحس کرد ایوان انقیاس رنگم نقش آفرید زشعرت و روح تصوفم درآسمان اشعارت بال زد .به امید رنگآمیزی بیشتر به تابلوی اشعارت. http://abdullah-bekhud.persianblog.ir/سری به ماهم یزن

عابر

سلام شعرتان را خواندم موفق باشید و بی خیال آقا رضا بابا خیلی محشره غزلت به 16 بار خوندن می ارزه خوشحالم که اینجام راستش نمی دونم چطوری شد سر از اینجا در آوردم اله بیل کی آزمیشام درود بر مهندس عزیز دیگه خواب نمی ذاره ادامه بدم گفتم خوشحالم؟ ساعت باید3 بامداد باشع و تو احتمالا و طبیعتا باید خوابیده باشی منم می رم بخوابم ( یاتام ) برات آرزوی بهترین رویاها رو دارم [شیطان][وحشتناک]

مینا حسین آبادی

سلام جناب کیانی عزیز احوالات حضرت عالی چطوره واقعا لذت بردم تمام کارهاتون رو که نخونده بودم خوندم و با چند تاش همزاد پنداری کردم دست مریزاد شاعر [دست][دست][دست][گل][گل]

آذر

درود شاعر دست مریزاد غزل زیبایی بود با واژه هایی بروز لذت بردم ونوشیدم پیروز باشید وسبز [گل][گل]

ابراهیم

وقتـــــی فرشتـــه ای چو تو از آب می پرد باور نکــــن تو ، ازسر مـن خواب می پرد زلفــــت چو موج بندر و تالاب انزلی است مرغـــــابی اســـت دل که به تالاب می پرد بخـــتم سپـــــید بـــــوده از اوّل که زاده ام بر بـــــام مـــــن کبــــوتـــــر نایاب می پرد کوتاهی ای که هست نه از غیر سایه است در آفـــــتاب رنـــــگ اگــر از قاب می پرد خوابیده طبع شعر من انگــار ساعتی است آهسته!هیس!هیس ! که از خواب می پرد باید که بـست دفـــــتر اشعـــــار نغـــــز را از ذهـن اگر کـه قافـــــیه ای نــاب می پرد