زلزله

بعد غرشی کوتاه ، سقف بر زمین افتاد
ریخت خاک و کاه و گل ، روی ضجه و فریاد

با دو چشم خون بارَش ، می فشرد در آغوش

کودک هراسان را مادری که جان می داد

صفحه هایی از تقویم بی صدا ورق می خورد
عصر درد و شیون بود "بیست و یکم ِ مرداد"

روزنا مه ها چیزی از " اهر" نمی گویند ؛
این صدا و سیما هم ...آه ، هیچ ... شرمش باد 

" ورزقان " قسم هرگز بی صدا نخواهی مرد
خاطرات تلخت را ما نمی بریم از یاد

حس بغض و دلشوره در فضای پس لرزه ...
چاره دست" سگها "بود در فضای استبداد

"ما " هنوز هم اینجا زنده زیر آواریم
هیچ کس نمی فهمد ، داد از چنین امداد
/ 23 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
abbas azadi

سلام دوست عزیز آقای کیانی من واقعا نمیدونستم شعر از کیه . اگه از شماست یا نام شاعر رامیدونید من قید میکنم . با تشکر از عنایت شما .

زهراشعبانی

درود با شعری برای امام علی النقی؛هادی علیه السلام به روزم چشم به راهتان می مانم[گل]

بهرام خزائی

سلام گرامیم وبلاگ بهرام خزائی بروز است منتظرم بهرام

مریم انصاری فر

سلام جناب کیانی عزیز وبلاگم بعد مدت ها به روزه خوشحال میشم تشریف بیارین [لبخند]

اوا

چقدرهیچ کس شبیه تو نیست.

شادان شهرو

سلام و عرض ادب جناب کیانی عزیز دست مریزاد چقدر این عکس متاثرکننده ست ...

حامد

سلام شعرتون زیبا و لی دردناک ... موفق باشی