عشق ...

دلم تنگ است و شعر دیگری بر دفترم جاری
شده با بیتهایی مملوء از یک درد تکراری
...
غروب سرد اسفند است و دارد برف می بارد
و تو چشم انتظار لحظه زیبای دیداری

تک و تنهایی و سخت است باور کردنش ، اما
نمی آید به دیدارت کسی که دوستش داری

عجب شانسی ! موبایل مشترک خاموش ... می خندی
اگر چه  در دلت چون ابرهای تیره  می باری

غزل پشت غزل ، با چشم گریان عشق می ورزی
نمی آید بغیر از شاعری از دست تو کاری

خودت هم با خودت درگیری و تاریخ میلادت
تقلا می کند  تا از قرارت دست برداری

پریشان می شوی از باور حسی که می دانی
تداخل می کند خواهی نخواهی با خود آزاری

...
تجسم کن ! در این دنیای لبریز از دو رنگی ها
چگونه می شود خود را به دست عشق نسپاری
...

نگو از تو گذشته عاشقی ، هر چند می دانم
به من حق می دهی روزی که حس کردی گرفتاری

/ 27 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
niazy

slm b romzam alahoma ajel levaliyekj alfaraj Ya Hagh

Sahar

سلام آقای کیانی عزیز اولین باره اینجا میام و سروده های زیباتون رو میخونم تحسینتون میکنم زیبا بود و خواندنی[گل] پیشاپیش فرا رسیدن سال نو رو بهتون تبریک میگم[گل] پایدار باشید[گل]

آذر

درود رضا جان غزل سرای زیبا یی ها سال جدید را به شما وخانواده محترم شاد باش میگویم سالی با بهترین پیشرفتها را برایتان آرزومند [گل][گل]

شعر زلال

سال نو مبارک باد زلال های عاشقانه یا عاشقانه های زلال سلام بر شما همراه بزرگوار و با احساس عرصه ی ادب و هنر خدای ناظر را بسیار سپاسگزاریم که مهلتی مقرر فرمود تا دوباره از کلام گهربارتان بنوشیم و لذت ببریم. با شش زلال از شش زلالسرا ( گیتا تاجبخش،کامران آوخ کیسمی،مهدی یوسفی نژاد،سهراب آقایی،سید مصطفی سائس،مرضیه خدیر) به روز و منتظر چشیدن نظراتیم. قلمتان به روی چشم. www.sherezolal100.blogfa.com

زندیق

سلام سال نو مبارک چقدر اشتراک داشتیم توی اواسط اسفند!!! "غزل پشت غزل ، با چشم گریان عشق می ورزی نمی آید بغیر از شاعری از دست تو کاری" قبول دارم. دمت گرم . اگه دوست داشتی به منم سر بزن دوست من. پاینده باشی

م.و

درود جناب کیانی قلم تواناتان استوار با ارزوی بهاری پر شور [گل]

barny

به به همشهری.افتخار میکنم به شما

سیدعلیرضارئیسی

سلام به شما دوست عزیز و گرامی همواره در همه ابعاد زندگی شاد و سربلند باشی ارادتمند رئیسی ددیم صفای اهل دل و روی ماهشان تابد فروغ عشق خدا از نگاهشان بسیار صوفیان که دم از حق زنند لیک معموره یی ز شرک بود خانقاهشان ای زرپرست روز فقیران سیه مخواه جز رنج روزگار چه باشد گناهشان از اشک سینه سوختگان در امان مباش کاتش زند به خرمن تو برق آهشان

محمد شکری فرد

سلام آقای کیانی عزیز.... دعوتید برای خواندن یک غزل تازه از همشری تان.... منتظر حضور سبز شما هستم... برای شما چیدم[گل]

سیدعلیرضارئیسی

با سلام به شما دوست عزیز با مطلبی تحت عنوان " کتمان کنندگان " به روزم از اینکه بنده را با حضور گرم و نظر ارزشمند خود مورد تفقد قرار میدهی تشکر مینایم. ارادتمند رئیسی