کمانگیر

در شهر تو  که عاطفه  تحقیر می شود

از قلبهای یخ زده  تقدیر می شود

شبها اگر  مجسمه ها  راه  میروند

آزادی است آنچه  زمینگیر می شود

امروز تیتر اول یک روزنامه بود

" تنها درخت سبز جهان پیر می شود"

فهمیدم از اشاره آن سرمقاله باز ،

...نقش خیانت است که تصویر می شود

سرگرم پوشش خبری روز واقعه

سیل خبرنگار سرازیر می شود

...

هیزم شکن و جنگل از این قصه بی خبر

سوگند میخورند ... ولی دیر می شود

اندیشه  شکفته شدن ، بال و پر زدن

با بازتاب حادثه تکفیر می شود

...دندانه های اره... و یا طعنه تبر ؟

- مرگ درخت ،حادثه تفسیر می شود -

....

من روبروی چشم شما ایستاده ام

دلواپسی  در آینه تکثیر می شود !

وقتی دل از نگاه کسی زخم  می خورد

چون کودک ، از عروسک خود سیر می شود

تقویم هم  به  ثبت شما  تن  نمی دهد

وقتی  جواب  منطق مان  تیر  می شود

....

"آرش "کجاست ؟ مرز قلم ناپدید شد ....

آیا کسی دوباره "کمان گیر" می شود ؟

/ 4 نظر / 8 بازدید
www.rolan.blogfa.com/

کاش آيينه شوم تا که به روي ام نگري: يا که خاک ِ گذرت ، تا که به روي ام گذري. تا به ديروز، تو بودي پري و من پر ِ تو: حاليا قصّه ي ما قصّه ي ديو است و پري. تو شدي باد و گذشتي به سبکْ ساري و من لاله ام، داغ به دل، مانده به خونين جگري .... الهيييييييييييي : شاد و سرافراز باشيييييييييييييي بي صبرانه منتظرتونمممممممممممممم[گل]

غ-بخشنده

سلام مهندس خوشسرا...بسیار لذت بردم از این شعرت ...که با توجه به رشته تخصصی ات کلمات همچون اجرها ی یک ساختمان با تیرریزی بجا ومحکمش ورونمای زیبایش در جای خود نشسته اندو واقعا عمرانه اند.

شادان شهرو بختیاری

خیلی خوب[گل]